کسب رتبه نخست در مسابقه شعر

و شنیدم که کسی گفت :

 و خدایی که در این نزدیکی است

آرزویم این است: بکشد دست به دستهای پدر

بزند لبخندی به فراسوی امید

و خودم می دانم او همین جاست در این نزدیکی

او به من خندیده

با دو چشمم دیدم

و به عشقی آزاد

و صدایی محزون

و خدایم می گفت

که کسی می آید

من خودم فهمیدم

 که صدای پایش

زصدای باد است

و کسی می آید ...

/ 0 نظر / 4 بازدید